تبلیغات
شکوه ی ناتمام - شرم بر ما...
 
درباره وبلاگ


مسکن شده کوچه ی ملامت ما را
ره نیست به وادی سلامت ما را
درویشانیم ترک عالم کرده
اینست طریق تا قیامت ما را
...

مدیر وبلاگ : مصلوب
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شکوه ی ناتمام
من چیستم ؟ من کیستم




_._._._._._._._._._._._._._._._._._._._.


گفتی پدر این سرزمین دور باد از شر و دروغ

قحطی نبیند این دیار،دشمن بماند بی فروغ

گفتی چنان ارزنده است این خاک زرین کهن

خاکی که جسمت بعد مرگ یک ذره از ایران بود

شرم بر ما ای پدر،ما خود شدیم دشمن او

مهر وطن قحطی شده،رایج شده کذب و دروغ

شرم بر ما ای پدر دادیم به باد آداب خویش

بیگانه شد سر مشق ما،از یاد بردیم رسم خویش

به جای شمس و مثنوی سر داده ایم حزن و فغان

شیون شده عادت ما،ما وارثان مهرگان

شرم بر ما ای پدر ما که ز خود بی خبریم

دزدیده شد گنج وطن،در خواب خوش غوطه وریم

بردند،ربودند خاکمان،به گل نشست دریایمان

گل ها همه پژمرده اند،رنگ رفت از فرهنگمان

تقصیر ندارد روزگار،ظالم نخوانید این جهان

بر این دیار با شکوه ما خود نبودیم پاسبان

تقصیر ندارد روزگار،ظالم نخوانید این جهان

بر این دیار با شکوه ما خود نبودیم پاسبان

...


برای خستگیهایم...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 آذر 1391 :: نویسنده : مصلوب
نظرات ()
دوشنبه 11 دی 1391 12:45 ب.ظ
بس کن ساعت .دیگر خسته شدم اره من کم اوردم خودم میدونم که نیست ... انقدر با صدایت نبودنش را به رخم نکش...!!!!
چهارشنبه 29 آذر 1391 09:06 ب.ظ
می‌رفت و گیسوانِ بلندش را
بر شانه می‌پراکند،
شب را به دوش می‌برد
همراهِ عطرِ عنبرِ سارا.
در موجِ گیسوانِ بلندش
تابیده بود شب را
آرام، مثل زمزمه‌یِ آب، می‌گذشت
با اختران به نجوا.
همراهِ گیسوانِ بلندش
خاموش، مثل زیر و بم خواب، می‌گذشت
پشتِ دریچه‌ها
چشم جهانیان به تماشا.
می‌رفت - باشکوه‌تر از شب-
همراهِ گیسوان بلندش
تا باغ‌های روشنِ فردا
یلدا

یلدا یعنی بهانه ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه های کوچک گذرا.
پیشاپیش شب یلدا مبارک و زندگیتان پر از بهانه های شاد باد.

پایدار باشی
مصلوب درود بر دوست که هر چه داریم از دوست.ببخش که نمیام سر بزنم،سر خدمتیم دیگه.یلدا با اینکه خونه نبودیم ولی یلدا زیباترین شب ساله و مبارک خواهد بود.
دوشنبه 6 آذر 1391 10:26 ق.ظ
مارا کدام نفرین
مارا کدام نفرت
در این کویر سوخته آواره کرده است؟
----------------
خوشحالم آموزشیت تموم شد شیر مرد.
بعضی رفقای دوران خدمت تا آخر عمر با آدم میمونن. میدونی چرا؟ چون دوران سختیه. چون همه مرد هستن و زن و دختری درکار نیست. پس هرچی هست احساسات ناب مردانه ست. قدرشو بدون.
مصلوب درود بر دوست.
غریبه توی غربت، نگی چی شد محبت.
سپاس رفیق که درک می کنی.....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.